مغز ما، اغلب بدون اینکه بدانیم، انبوهی از اطلاعات مبهم را که واقعیت دائماً به ما میدهد فیلتر میکند، و سپس جهان پیرامون را تفسیر و واقعیت را بازآفرینی میکند. این امر در اکثر موارد بسیار مفید و حتی حیاتی است. اما گاهی میتواند منجر به اشتباهاتی شود که ممکن است برایمان زیانبار باشد.
معرفی کتاب فریبکاریهای ذهن: مغز ما چگونه بر تفکر و ادراکمان اثر میگذارد
پیچیدگیهای ذهن انسان، در طول دورههای مختلف توسط دانشمندان و پژوهشگران مورد بررسی قرار گرفته است. کتاب فریبکاریهای ذهن، نوشتهی آلبرت موخیبر، به این موضوع میپردازد که همیشه نمیتوانیم به تفکرات ذهنی خود اعتماد کنیم. مغز ما قابلیت تشخیص بالایی دارد؛ اما دامنهی توجه و تمرکز آن محدود است. به همین دلیل در بسیاری از موارد دچار سوگیریهای اشتباه میشویم و اخبار جعلی صادرشده از این عضو اسرارآمیز را باور میکنیم. شناخت اینکه چگونه و چه وقت مغز ما در حال تحریف واقعیت و فریب دادن ما است، موضوع اصلی این کتاب است.
دربارهی کتاب فریبکاریهای ذهن
آلبرت موخیبر (Albert Moukheiber) روانپزشک و عصبشناسی است که بیشتر تحقیقات خود را بر روی اختلالات مرتبط به استرس انجام داده است. وی در کتاب فریبکاریهای ذهن (Your Brain Is Playing Tricks On You) به چگونگی جعل موقعیتها و اخبار توسط مغز ما میپردازد. مکانیسمهایی که برای دفاع و محافظت ما در برابر خطرات احتمالی طراحی شدهاند، همیشه قابل اتکا نیستند و این به دلیل محدود بودن دامنهی توجه و تمرکز ما است. موخیبر در بخش اول کتاب خود، مبحث نحوهی ادراک ما از جهان پیرامون را مطرح کرده و با ارائهی مثالهای ملموس، به ما این نکته را گوشزد میکند که همیشه نباید به تفکرات خود اعتماد داشته باشیم و به ادراک خود بسنده کنیم. مغز برای فریب دادن ما مسیری را طی میکند؛ با شفافسازی آن مسیر میتوانیم بفهمیم که کجا و چگونه بازیچهی این عضو اسرارآمیز شدهایم.
در بخش دوم کتاب فریبکاریهای ذهن، مبحث استرس مطرح میشود که دغدغهی اصلی آلبرت موخیبر روانپزشک است. وی در این بخش استرس را بهعنوان بلای قرن معرفی کرده و تفاوت آن را با اضطراب توضیح میدهد. مبحث توهم ما دربارهی قطعیتها نیز در بخش دوم کتاب مطرح میشود و به ما میقبولاند که همیشه برحق نیستیم و امکان تحریف واقعیت توسط مغز ما وجود دارد. به باور موخیبر، دوقطبی شدن جامعهی امروزی و در هم آمیختگی عقاید و باورها، انعطافپذیری شناختی ما را کاهش داده است. وی در ادامه ترفندهایی را برای مقابله با سوگیریهای مغز در مواجهه با شرایط مختلف ارائه میدهد تا به وسیلهی آنها دامنهی تمرکز خود را توسعه داده و در مقابله با شرایط مختلف، واکنشهای هیجانی و نادرستی نداشته باشیم.
کتاب فریبکاریهای ذهن برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی کتاب فریبکاریهای ذهن به تمامی علاقهمندان به روانشناسی شناختی پیشنهاد میشود. تمامی بزرگسالان با دغدغهی مدیریت ذهن و توسعهی مهارتهای شناختی، میتوانند مخاطبان این کتاب باشند. دانشجویان رشتهی روانشناسی و و عصبشناسی علاقهمندان به پژوهش در حوزهی شناخت مغز انسان، با مطالعهی این کتاب، نکات آموزندهای را دریافت خواهند کرد.
در بخشی از کتاب فریبکاریهای ذهن: مغز ما چگونه بر تفکر و ادراکمان اثر میگذارد میخوانیم
ابهام سیگنالهای دریافتی همیشه ما را در موقعیت ناخوشایندی از بیثباتی قرار میدهد. بنابراین، اگر ادراک ما جزئی را برای رهایی از ابهام از دست بدهد، مغزمان در صدد پر کردن آن جای خالی برمیآید. دکارت در دومین تأملاتش مینویسد: «از این پنجره چه میبینم؟ اگر کلاهها و کتها به تن آدمها نباشند، بلکه به تن اشباح و رباتهایی باشند که بهواسطهٔ فنر حرکت میکنند چه؟ اما من آنها را انسانهای واقعی میبینم، و این تنها ازطریق قدرت تشخیصی رخ میدهد که در ذهنم وجود دارد، و چیزی را باور دارم که با چشمهایم میبینم. چشم، خود آدمها را در زیر شنل و کلاهها نمیبیند، اما مغز آن را بازیابی میکند.» دکارت به این نتیجه میرسد که مغز ما مدتها قبلاز اولین یافتهها در علوم شناختی، «جاهای خالی» را پر کرده است.
مثال سرگرمکنندهٔ دیگری از خلأ پرشده توسط مغز وجود دارد. این جمله را چگونه میخوانید: «در جال حاطر ابن حظ را ابنگونه میحوانبد»؟
احتمالاً خواندهاید: «در حال حاضر این خط را اینگونه میخوانید.» مغز شما چند لحظه پیش معنای جمله را بازآفرینی کرد، درحالیکه واقعاً این جمله هیچ معنایی ندارد، مغز شما یک بههمریختگی ظاهری را مرتب کرده است و ترجیح داده بهجای پایبندی به حقیقت محض از آنچه نوشته شده است، تفسیر آن را در اولویت قرار دهد. نمونهای خوب از کارایی مغز ما: مغز ترجیح میدهد به گروهی از حروف معنا بدهد، همانگونه که به مسائل جهان هستی معنا میدهد، بهجای اینکه در ابهام باقی بمانند.
مغز ما، اغلب بدون اینکه بدانیم، انبوهی از اطلاعات مبهم را که واقعیت دائماً به ما میدهد فیلتر میکند، و سپس جهان پیرامون را تفسیر و واقعیت را بازآفرینی میکند. این امر در اکثر موارد بسیار مفید و حتی حیاتی است. اما گاهی میتواند منجر به اشتباهاتی شود که ممکن است برایمان زیانبار باشد.
دیدگاه تان را بنویسید