ارسال به دیگران پرینت

کتاب کیمیاگر | معرفی «کتاب کیمیاگر»

با کتاب کیمیاگر به دنیای معنا و مفهوم سفر کنید | داستانی الهام‌بخش برای جویندگان حقیقت | معرفی کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو

اثری جاودانه از پائولو کوئیلو که شما را به سفری درونی و کشف گنج‌های وجودتان دعوت می‌کند.

با کتاب کیمیاگر به دنیای معنا و مفهوم سفر کنید | داستانی الهام‌بخش برای جویندگان حقیقت | معرفی کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو

درباره‌ی کتاب صوتی کیمیاگر

«من کیمیاگر را به تأثیر از مثنوی مولانا نوشته‌ام.» این‌ کلمات، اعتراف پائولو کوئیلو (Paulo Coelho)، نویسنده‌ی مطرح و معاصر برزیلی است که با نوشتن رمان کیمیاگر (The Alchemist) مشهور و ثروتمند شد. از قضا او در این کتاب درباره‌ی ثروتمندشدن یک جوان فقیر و بی‌چیز می‌نوشت. رویابینی، جست‌وجوی گنج، جهان‌گردی، ماجراجویی، رسیدن به ثروتی کلان، ملاقات با انسان‌های خاص و در نهایت «معنای زندگی»، مضمون‌های کلیدی رمان پرفروش کیمیاگر هستند.

پائولو کوئیلو داستانی درباره‌ی چوپانی جوان آفریده که کیمیاگر می‌شود. جالب است بدانید که این نویسنده‌ی قدرتمند برزیلی، نه‌تنها چندین‌بار به ایران سفر کرده، بلکه در یکی از صحبت‌های خود اظهار داشته است: «من شعرای زیادی از ایران را می‌شناسم». او در کنار گابریل گارسیا مارکز و خورخه لوئیس بورخس، از تأثیرگذارترین نویسندگان آمریکای لاتین است. اگر دهه‌ی شصتی باشید، حتماً با این رمان رازآمیز عرفانی آشنا هستید که در اصل، در سال 1988 میلادی منتشر شد؛ اما برای اولین‌بار در ایران، در سال 1373 به شهرت رسید.

«رمان، حماسه‌ی جهان معاصر است.» این نقل‌قول مشهور هگل، نشان می‌دهد که رمان، گونه‌ای ادبی محسوب می‌شود که مخصوص انسان مدرن، ابداع شده است. از کتاب «دون کیشوت» نوشته‌ی میگل د سروانتس تا 36 سال پیش که نویسنده‌ی برزیلیِ رمان کیمیاگر، راوی معنای زندگی یک جوان آندلسی در دوران جدید شد، رمان‌ از محبوبیت بالایی برخوردار بوده است. رمان کیمیاگر که تنها در دو هفته نوشته شده، تاکنون صدها هزار نسخه فروخته است!

معرفی کتاب صوتی همدلی | مجموعه مهارت‌های زندگی دانشگاه هاروارد | همدلی عاطفی را می‌توان در وجودِ خود پروراند

جالب است که این داستانِ کهن‌الگویی از پائولو کوئیلو، نمونه‌های زیادی در فرهنگ خاورمیانه دارد؛ خاصه در ایران و عراق. مثلاً می‌توان به «قصه‌ی دو رویابین» در کتاب «هزار و یک شب» و همچنین «دفتر ششم مثنوی مولانا» اشاره کرد. اینکه ما به ندای خواب و قلب‌مان گوش دهیم و دنبال آرزوهای شخصی خودمان برویم، در روزگار کنونی، کاری فراموش شده بود؛ اما پائولو کوئیلو آن را زنده کرد.

مردم در روزگار قدیم، سفرهای زیادی را به کشورهای دوردست آغاز می‌کردند که برخی از این سفرها سبب ثروتمندشدن آن‌ها می‌شد. مثلاً فیلم گنج‌های سیرا مادره به کارگردانی جان هیوستون، به همین موضوع می‌پردازد که هامفری بوگارت بازی درخشانی در آن دارد. خود نویسنده‌ی کتاب صوتی کیمیاگر، پائولو کوئیلو، زندگی سخت و طاقت‌فرسایی داشته است؛ به‌طوری که طعم فقر شدید و پیاده‌روی‌های طولانی را مانند قهرمان داستان کیمیاگر، سانتیاگو، چشیده است. انگار که دراقع او داستان خودش را با زبانی ساده برای دیگران روایت کرده است. حال می‌توانیم این ماجرا را با ترجمه‌ی بسیار روان ساره خسروی که به ترجمه‌ی انگلیسی رمان کیمیاگر خیلی نزدیک است، بشنویم.

«وقتی تصمیم گرفتم زندگی‌ام را جمع‌وجور کنم و رمان بنویسم، چهل سالم بود. من در اولین تجربه‌ی خودم، رمان خاطرات یک مغ را نوشتم. در دومین تجربه‌ام تصمیم گرفتم استعاره‌ای از زندگی خودم را بنویسم؛ اما نمی‌دانستم این کتاب قرار است روح‌های بسیاری را تحت‌تأثیر قرار دهد.» این‌ها صحبت‌های پائولو کوئیلو در یکی از مصاحبه‌هایش است. او در ادامه می‌گوید: «بله، دو هفته طول کشید تا آن را روی کاغذ بیاورم. اما این کتاب از خیلی‌وقت پیش وجود داشت؛ زیرا زندگی من است.»

«کیمیاگر فقط به دنبال نگاه‌ به گذشته، یافتن داستانی خوب و پیداکردن استعاره‌ای بود تا خودم را بفهمم.» پائولو کوئیلو نه‌تنها فکر نمی‌کرد که تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان تاریخ شود و خیال‌بافی خاصی برای آن نکرده بود، بلکه در این مسیر فقط به دنبال فهمیدن زندگی خودش بود. او در رمان کیمیاگر، اشارات زیادی به مفهوم سفرکردن می‌کند: «این چیزی بود که به زندگی‌اش معنا می‌داد». پس تا دیر نشده شما هم سفر خود را آغاز کنید و کتاب صوتی کیمیاگر که از مشهورترین آثار پائولو کوئیلو محسوب می‌شود را گوش کنید!

«شما هرگز نمی‌دانید که روی دیگران تأثیر می‌گذارید. مثلاً جبران خلیل جبران که کتاب پیامبر را نوشت، می‌دانست که قرار است چه نقشی در زندگی من داشته باشد؟ یا ویلیام بلیک؟ یا هنری میلر؟ یا خورخه لوئیس بورخس؟ خیر.» کوئیلو در این حرف‌ها تلاش می‌کند موفقیت نویسندگان یا تأثیرگذاری آن‌ها روی دیگران را امری تصادفی معرفی کند. واقعاً چه کسی می‌داند یک نویسنده موفق می‌شود یا خیر؟ به این ترتیب شاید بتوان گفت که «تقدیر» هم یکی از دیگر مضمون‌های کتاب صوتی کیمیاگر به قلم پائولو کوئیلو است.

روزنامه‌ی گاردین در توصیف رمان کیمیاگر از اصطلاح «عشق واقعی» استفاده می‌کند: «سانتیاگو در میان کلاهبرداران، جنگ‌های قبیله‌ای و شن‌های بی‌پایان، عشق واقعی خود را پیدا می‌کند، کیمیاگری و زبان قلبش را می‌آموزد و البته برای رسیدن به گنج خود می‌جنگد.» این مضمون که شما بتوانید به عشق درونی و واقعی خودتان توجه کنید و دنبال آن بروید، در سال‌های اخیر نیز مورد توجه رمان‌های بسیاری مثل «ملت عشق» قرار گرفته است.

شاید برایتان سؤال شود که چرا «گنج واقعی» در رمان کیمیاگر تا این حد مهم است. پائولو کوئیلو در این مورد توضیح می‌دهد: «بسیاری از مردم می‌گویند: چرا پسر را مجبور به یافتن گنج واقعی کردید؟ خودِ سفر جادویی بود. من می‌گویم: بله؛ اما او به دنبال جادو نبود؛ بلکه به دنبال گنج واقعی بود.» درست است، شاید فکر کنید این یک رمان در ژانر رئالیسم جادویی و درباره‌ی مسائل عجیب‌وغریب باشد؛ اما خود «گنج» و «ثروت واقعی» هم در آن اهمیت دارد.

توصیفات پائولو کوئیلو در این اثر، الهام‌بخش هستند و انتخاب کلمه‌هایش بی‌نقص؛ اما واقعاً این عمق و روح نهفته در پشت کلمات کوئیلو است که جادوی رمان کیمیاگر را ایجاد می‌کند. جادویی که هم در فرم ظاهر می‌شود و هم در محتوا. شنیدن رمان صوتی کیمیاگر، مثل نگاه کردن به شبی پرستاره است. انگار به نقاشی «شب پرستاره» از وینسنت ون گوگ نگاه می‌کنید که در سال 1889خلق شد؛ اثری که نه‌تنها یکی از شاهکارهای ون گوگ است، بلکه به‌عنوان یکی از نمادهای هنر نوگرای اروپا نیز شناخته می‌شود.

رمان صوتی کیمیاگر برای کسی که نه‌تنها برای فرار از واقعیت، بلکه برای درک واقعیت، آن را گوش می‌کند، می‌تواند از بهترین‌ها باشد. وقایع رمان دقیقاً در مرز واقعیت و خیال قرار می‌گیرند و محیط آن به‌سادگی شبیه به دنیای غمگین نوجوانی برخی از ماست. با این حال، کیمیاگر همچنین بینش و الهام‌هایی را ارائه می‌دهد که فراتر از صحرای آفریقا می‌روند و در زندگی‌ همه، چه جوان، چه پیر و چه نوجوان وجود دارند. کتاب کیمیاگر ممکن است سلیقه‌ی شما نباشد، اما قطعاً هنوز هم سزاوار جایگاهی در کتابخانه‌ی کتابراه شماست!

«هر نویسنده‌ای دوست دارد که کتاب‌هایش بفروشد!» این جمله را روزنامه‌ی نیویورک تایمز در واکنش به این حرف پائولو کوئیلو در سال 2005 نوشت: «فروش این کتاب روز مرا می‌سازد. من امیدوار بودم که تعداد آن‌ها به بیش از 300000 نسخه برسد.» پائولو کوئیلو در سال‌های گذشته بیش از شصت‌وپنج‌میلیون نسخه از کتاب‌های خود را به ده‌ها زبان فروخته است و به این ترتیب به‌عنوان یکی از موفق‌ترین نویسندگان محبوب جهان شناخته شده است. هر کتاب جدیدی که او به زبان پرتغالی می‌نویسد، شامل گام‌ها و فرایند فوق العاده‌ای از ترجمه، چاپ، توزیع و بازاریابی می‌شوند.

پائولو کوئیلو با وجود شهرت جهانی‌اش، مرد لاغراندام و فروتنی است که زندگی‌اش شبیه به یک سلبریتی نیست. او نیمی از سال را در روستای کوچکی در اطراف ریودوژانیرو، شهر محل تولدش، سپری می‌کند که به گفته‌ی خودش بیشترین احساس آرامش را در آن‌جا دارد. زمانی که نمی‌نویسد، چمن‌ها را می‌زند، تیراندازی با کمان می‌کند، کتاب می‌خواند و به صورت الکترونیکی با دنیا در تماس است. گفتنی‌ست که کتاب صوتی کیمیاگر نوشته‌ی پائولو کوئیلو، با ترجمه‌ی ساره خسروی و صدای سامان قلیچ خانی، از سوی نشر صوتی رمانو منتشر شده است.

جوایز و افتخارات کتاب صوتی کیمیاگر

  • برنده‌ی جایزه‌ی کتاب طلایی نیلسن انگلستان، در سال 2004
  • برنده‌ی جایزه‌ی بزرگ ادبیات فرانسه، در سال 1995
  • برنده‌ی جایزه‌ی جهانی کورین آلمان، در سال 2002
  • در سال‌های گذشته این رمان بیش از 65میلیون نسخه فروخته و به 59 زبان ترجمه شده است.

نکوداشت‌های کتاب صوتی کیمیاگر

  • من همیشه دو کتاب را به جوانان سردرگم سر صحنه‌ی فیلم‌برداری پیشنهاد می‌دهم؛ یکی سیذارتا و دیگری کیمیاگر. (راسل کرو)
  • من عاشق کتاب کیمیاگر هستم. (اپرا وینفری)
  • کیمیاگر کتابی زیبا در مورد جادوها، رویاها و گنجینه‌هایی است که در جاهایی دیگر دنبالش می‌گردیم؛ ولی در خانه‌ی خودمان پیدایش می‌کنیم. (مدونا)
  • این جادوگر برزیلی باعث می‌شود کتاب‌ها از فروشگاه‌ها ناپدید شوند. (نیویورک تایمز)
  • داستانی درباره‌ی حکمت که می‌توانیم آن را در کسب‌وکار و زندگی خودمان به کار ببریم. (اسپنسر جانسون)
  • داستانی قابل‌توجه در مورد جادویی‌ترین سفرها. (آنتونی رابینز)

اقتباس‌های سینمایی و فرهنگی از کتاب صوتی کیمیاگر

  • کرنیش کالکتیو (Cornish Collective) اجراهای تئاتری زیادی از رمان کیمیاگر را انجام داده است.
  • گروه راک میستیکن آیدنتیتی (Mistaken Identity) یک اقتباس موسیقایی از رمان کیمیاگر را در سال 2006 انجام داده است.
  • جالب است که اشاره کنیم سال‌هاست ویل اسمیت و جک تورن تلاش کرده‌اند تا اقتباسی از رمان کیمیاگر را جلوی دوربین ببرند؛ ولی هنوز موفق به این کار نشده‌اند.

کتاب صوتی کیمیاگر برای چه کسانی مناسب است؟

این کتاب را به همه پیشنهاد می‌دهیم؛ کتابی برای پیر و جوان. اگر دوست دارید داستانی فلسفی و تأثیرگذار و درعین‌حال ساده را بشنوید که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ است، حتماً کتاب صوتی کیمیاگر را از سایت یا اپلیکیشن کتابراه تهیه کنید.

در بخشی از کتاب صوتی کیمیاگر می‌شنویم

«سرانجام زن جوانی به آن‌ها نزدیک شد که جامه‌ی مشکی به تن نداشت. ظرفی بر دوش و دستمالی بر سر داشت اما صورتش را نپوشانده بود. پسر به او نزدیک شد تا در مورد کیمیاگر از او بپرسد. در آن لحظه زمان در نظرش از حرکت بازایستاد و جان جهان به درونش یورش برد. وقتی به چشمان تیره‌ی دختر نگریست و لبان آمیخته به لبخند و سکوتش را دید، به مهم‌ترین بخش زبان جهان پی برد، زبانی که همه‌ی افراد روی کره‌ی زمین در قلبشان آن را حس می‌کنند. آن چیز عشق بود. چیزی دیرینه‌تر از آغاز انسانیت و پیدایش صحراها. چیزی که هر گاه، دو چشم با هم تلاقی می‌کردند، از خود نیرویی ساطع می‌کرد. مثل همین لحظه که چشمان او و دختر لب چشمه با هم تلاقی کرده بودند.

او لبخند زد و این یک نشانه بود. نشانه‌ای که منتظرش بود، بی‌آنکه بداند تمام زندگی‌اش منتظر چنین نشانه‌ای بود. همان نشانه‌ای که در گوسفندان، کتاب‌ها، بلورها و سکوت صحرا به دنبالش بود. خالص جهان بود. نیاز به توضیح نداشت، همان‌طور که دنیا این زبان هم با گذر از زمان نیاز به توضیح ندارد. پسر در آن لحظه حس می‌کرد که در حضور تنها زن زندگی‌اش است و اینکه آن دختر نیز بی‌آنکه چیزی بگوید چنین حسی داشت. او بیش از هر چیز دیگری به این مسئله اطمینان داشت. والدین و پدربزرگ و مادربزرگش به او گفته بودند که اول باید عاشق شود و طرف را بشناسد و بعد به او متعهد شود.

اما شاید کسانی که چنین دیدگاهی داشتند از زبان جهان چیزی نمی‌دانستند. چون وقتی آن زبان را بدانی، به‌آسانی می‌فهمی که شخصی در این دنیا به انتظار توست، چه وسط یک صحرای بی‌آب‌وعلف باشی و چه یک شهر بزرگ. وقتی دو نفر با هم رودررو می‌شوند و چشمانشان با هم تلاقی می‌کنند، گذشته و آینده بی‌اهمیت می‌شود. فقط آن لحظه می‌ماند و قطعیتی باورنکردنی که همه چیز زیر آسمان کبود با دستی واحد نوشته شده.»

 

به این خبر امتیاز دهید:
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

پیشنهاد ویژه

    دیدگاه تان را بنویسید

     

    دیدگاه

    توسعه