پولزدگی مفرط، آینده و حال جامعه را ترسناک کرده است!
محمدرضا یزدانپرست مجری سابق تلویزیون و روزنامهنگار نوشت: بعید است که کسی بگوید پول هیچ اهمیتی ندارد، و به همین ترتیب بعید است که کسی بگوید هنر و هنرمند، بازتاب دقیقی از جامعه و رویدادهای پیرامون خود نیستند. نگاه مختصری به سریالهای شبکه نمایش خانگی، که در حال حاضر بازتابدهندهی واقعیتری از وضعیت اجتماعی ما هستند، به وضوح نشان میدهد که تمرکز تنها بر پول است و اینکه «پول، همه چیز است»!
در سریال «آبان»، قدرت پول و شخصیت پولدار (با بازی شهاب حسینی) زندگی یک زن نخبه را ویران میکند، او را مجبور به طلاق از همسرش و جدایی از دخترش میسازد و به وضوح یک زندگی عاشقانه را از بین میبرد!
در سریال «جانسخت»، پدر مقتول درخواست ۱۰ برابر مبلغ دیه میکند تا قاتل را از اعدام نجات دهد و پسرش از زندان آزاد شود. دوستان متهم نیز به هر دری میزنند تا حتی با تحمل تحقیر و دروغ گفتن، آن پول را فراهم کنند.
در سریال «قهوه پدری»، که در قالب کمدی است، بیپولی باعث میشود که یک خانواده محترم و فرهنگی دست به دزدی از بانک بزنند.
در سریالهایی که پخششان تمام شده نیز، رد پای پولزدگی به وضوح مشهود است. از سریال «زخم کاری»، که دعواها تنها بر سر ارث و میراث و پول است، تا «غربت»، که گروهی حاشیهنشین برای دزدی از کمیته امداد نقشه میکشند، و همچنین در «یاغی»، جایی که فردی ثروتمند از گروهی جوان ورزشکار ملیپوش، بهرهکشی میکند تا مواد قاچاق کند.
دوستی دارم که سه هفته پیش، برای اینکه فردی به خاطر بدهی به زندان نیفتد، ماشینش را گرو گذاشت و اکنون با مشکلات جدی روبهرو شده که شرح آن سخت است.
خود من نیز از خرداد پارسال با دو مورد سوءاستفاده مالی مواجه شدهام و دستم به هیچ جایی بند نیست.
احتمالاً بسیاری از شما هم نمونههایی مشابه از این دست در زندگی خود یا اطرافیانتان دارید.
من بهعنوان کسی که سواد اقتصادی ندارم، اما پس از ۴۲ سال زندگی و سفرهای بسیار با مردم مختلف، متوجه شدم که در چنین اقتصادی بیمار، این پدیدهها به طور طبیعی در جامعه رخ میدهند. مقصر اصلی این وضعیت هم مردم نیستند.
مردم بهطور حتم مقصر اصلی این پولزدگی و وضعیت بیمارگونه نیستند. اما وقتی کسانی در بالای هرم اقتصادی، بهطور بیوقفه میخورند و میبرند، آیا ما نباید هوای همدیگر را داشته باشیم؟
سعدی بزرگ درست گفته است: «اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی/برآورند غلامان او درخت از بیخ». و حالا غلامان نیز درختهای باغ ملت را از ریشه میکنند. زیرا مردم به دلیل ناتوانی از دسترسی به قدرت، به دنبال افراد ضعیفتر و همسطح خود میروند. زندگی در چنین جامعهای که آینده و حالش بهاینصورت است، آیا ترسناک نیست؟
دیدگاه تان را بنویسید