|
کد‌خبر: 325137

تعطیلی مدارس | دانش‌آموزان | عواقب

تعطیلی مدارس چه عواقبی برای دانش‌آموزان دارد؟ | زیان غیرقابل محاسبه

فصل سرما که می‌رسد، کشور با مشکل تامین انرژی از یک طرف و آلودگی هوا از طرف دیگر مواجه می‌شود و چون ناترازی راه‌حل فوری ندارد، تصمیم‌گیران کشور هم چاره کار را در خاموش کردن خط تولید کارخانه‌ها و تعطیل کردن اداره‌ها و مدارس می‌دانند.

فصل سرما که می‌رسد، کشور با مشکل تامین انرژی از یک طرف و آلودگی هوا از طرف دیگر مواجه می‌شود و چون ناترازی راه‌حل فوری ندارد، تصمیم‌گیران کشور هم چاره کار را در خاموش کردن خط تولید کارخانه‌ها و تعطیل کردن اداره‌ها و مدارس می‌دانند. در این میان تشکل‌های اقتصادی و انجمن‌های تولیدی زیان خود را محاسبه و اعلام عمومی می‌کنند اما زیانی که دانش‌آموزان از تعطیلی‌ها می‌بینند هیچ کجا محاسبه نمی‌شود. اما می‌شود گفت که، تعطیلات مختلف باعث اتلاف حدود 40درصدی ساعت آموزش در مدارس کشور می‌شود. وضعیت موجود اتلاف ساعت آموزش و کثرت تعطیلات پیش‌آمده که بعضاً گریزی از آن نیست، نشان می‌دهد که انعطاف در تقویم آموزشی به جهت امکان جبران تعطیلات و انطباق آن با شرایط بومی و منطقه‌ای امری ضروری است. این تعطیلی‌ها از چند جهت قابل بررسی است؛ مهم‌ترین نکته این است که آموزش مجازی، کیفیت آموزش را به‌شدت پایین آورده است. ناظران معتقدند در سال‌های گذشته تعطیلی مدارس نه‌تنها چالش‌های جدیدی را در زمینه آموزش به‌وجود آورده، بلکه پیامدهای گسترده‌ای بر سایر بخش‌ها از جمله اقتصاد، جامعه و حتی رفتار محصلان داشته است. تعطیلی مدارس در کنار فشارهای اقتصادی و اجتماعی که ایجاد می‌کند، باعث می‌شود سطح دسترسی به آموزش به‌ویژه برای قشرهای آسیب‌پذیر کاهش یابد. آموزش مجازی به‌ویژه برای دانش‌آموزان دبستانی که نیازمند تعامل حضوری و راهنمایی مستقیم معلمان هستند، به‌مراتب دشوارتر و کم‌کیفیت‌تر از آموزش حضوری است. در دوره متوسطه نیز پیچیدگی دروس و نیاز به توضیحات حضوری معلمان، یادگیری را در محیط مجازی دشوارتر می‌کند. بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل نبود نظارت کافی یا عدم دسترسی به ابزارهای مناسب، به‌طور کامل در کلاس‌های مجازی شرکت نمی‌کنند. به‌عنوان مثال، ممکن است صرفاً حضور خود را در ابتدای کلاس اعلام کنند، اما هنگام تدریس معلم مشغول فعالیت‌های دیگر شوند و توجه کافی به درس نداشته باشند. این مسئله به‌ویژه در دروس اساسی مانند ریاضی، علوم و زبان فارسی، افت تحصیلی قابل‌ توجهی را به دنبال دارد. یکی دیگر از مشکلات جدی، تفاوت سطح آموزش مجازی بین مدارس دولتی عادی و مدارس غیردولتی یا خاص است. مدارس دولتی عادی عمدتاً از شبکه «شاد» برای برگزاری کلاس‌ها استفاده می‌کنند که به دلیل ترافیک بالای کاربران، مشکلاتی مانند کندی در بارگذاری محتوا و دشواری در برقراری ارتباط تصویری وجود دارد. در مقابل، مدارس غیردولتی و خاص با استفاده از پلت‌فرم‌های اختصاصی، کمتر با این چالش‌ها مواجه‌اند و آموزش مجازی را با کیفیت بهتری ارائه می‌دهند. بنابراین بیشترین آسیبِ آموزش‌های مجازی و تعطیلی مدارس برای دانش‌آموزان مدارس دولتی عادی است که حتی در شرایط عادی و بازگشایی مدارس هم همچنان به نسبت مدارس خاص و غیردولتی در حاشیه توجه‌ها قرار دارند. شبکه «شاد» برای بهبود کیفیت آموزش مجازی، کلاس درس مجازی را با امکاناتی نظیر گفت‌وگوی تصویری، تخته مجازی و اشتراک‌گذاری صفحه نمایش برای بهبود کیفیت آموزش فراهم کرده است. با این حال، طبق گزارش مسئولان، تنها 10 درصد از ظرفیت این سرویس به دلیل آشنایی نداشتن مدیران مدارس مورد استفاده قرار گرفته است. با وجود تلاش‌ها برای ارتقای آموزش مجازی، کارشناسان معتقدند که هیچ‌کدام از این راهکارها نمی‌تواند جایگزین آموزش حضوری شود. به اذعان کارشناسان، در ایران فقر یادگیری داریم و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان ضعیف است و تعطیلی آموزش حضوری، افت یادگیری را بیشتر خواهد کرد. برخی تصور می‌کنند با برگرداندن دانش‌آموزان به نظام آموزشی افت تحصیلی جبران می‌شود؛ اصلاً این‌گونه نیست و این افت تحصیلی پایدار است و از بین نخواهد رفت و این موضوع در آینده در زندگی این افراد و حتی کسب درآمدشان تاثیرگذار خواهد بود. گذشته از این، پدران و مادران از کیفیت کلاس‌های مجازی فرزندانشان نگرانی دارند. بسیاری از آنها به مشکل قطع و وصلی اینترنت اشاره می‌کنند و برخی دیگر هم از عدم تمرکز کافی فرزندانشان در کلاس‌های مجازی گلایه کرده‌اند. یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها که به کیفیت پایین کلاس درس برمی‌گردد، آماده نشدن کودکان برای ورود به سال بعد است. در گزارش، با مشورت و راهنمایی خانم آرزو ایمانی، معلم و کارشناس آموزشی به این پرسش پاسخ می‌دهیم که تعطیلی مدارس چه عواقبی برای آینده دانش‌آموزان به دنبال دارد؟

افت کیفیت آموزش و تشدید کم‌سوادی

ایمانی توضیح می‌دهد: با آغاز فصل سرما و مشکلات آلودگی هوا و تامین انرژی یا برودت هوا و بارش برف، مدارس به‌ویژه در تهران و سایر شهرهای بزرگ، به‌طور مکرر تعطیل می‌شوند. در این میان، زیان‌هایی که دانش‌آموزان از این تعطیلی‌ها می‌بینند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. تعطیلی‌های مکرر نه‌تنها چالش‌های جدیدی در زمینه آموزش ایجاد کرده، بلکه پیامدهای گسترده‌ای برای سایر بخش‌ها از جمله اقتصاد، جامعه و رفتار دانش‌آموزان دارد. یکی از مهم‌ترین عواقب تعطیلی‌های مکرر، کاهش کیفیت آموزش و تشدید کم‌سوادی است. تعطیلی‌های مداوم مدارس باعث شده که دانش‌آموزان، به‌ویژه در مقاطع ابتدایی، در یادگیری مهارت‌های پایه‌ای مانند خواندن، نوشتن و ریاضی دچار مشکل شوند. آموزش مجازی، به دلیل محدودیت‌های زیرساختی و کمبود تعامل مستقیم با معلم، نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای آموزش حضوری باشد. این در حالی است که در بسیاری از موارد، دانش‌آموزان به دلیل نبود نظارت مستمر معلم یا کمبود انگیزه در کلاس‌های آنلاین، از یادگیری صحیح بازمی‌مانند، در حالی که برای یادگیری موثر، نیازمند ارتباط مستقیم با معلم، تعامل با همسالان و فضای کلاس درس هستند. این شرایط به‌شدت باعث افت تحصیلی و تشدید مشکلات یادگیری، به‌ویژه در مهارت‌های پایه‌ای، در دانش‌آموزان شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که پس از دوران کرونا، تعداد قابل توجهی از دانش‌آموزان در پایه‌های بالاتر همچنان دچار مشکلاتی در یادگیری و مهارت‌های پایه هستند.

آسیب‌های روانی و اجتماعی

به گفته او؛‌ تعطیلی مکرر مدارس، علاوه بر تاثیر بر یادگیری، پیامدهای گسترده‌ای در زمینه رشد روانی و اجتماعی دانش‌آموزان دارد. کودکان و نوجوانانی که از مدرسه دور می‌مانند، با مشکلاتی همچون اضطراب، انزوا، کاهش اعتمادبه‌نفس و افت مهارت‌های اجتماعی مواجه می‌شوند. این آسیب‌ها می‌تواند تا سال‌ها بر زندگی شخصی و تحصیلی آنان تاثیر بگذارد. به‌ویژه در مقاطع ابتدایی، جایی که هویت اجتماعی و رفتاری دانش‌آموزان در حال شکل‌گیری است، این آسیب‌ها به‌شدت عمیق‌تر و پایدارتر خواهد بود. بی‌نظمی در روند زندگی روزمره، ناتوانی در برقراری ارتباط موثر با همسالان و کاهش روحیه همکاری از جمله مواردی هستند که باعث می‌شوند تاثیرات منفی تعطیلی‌ها را در جامعه مشاهده ‌کنیم. در سال‌های اخیر، معلمان و والدین، افزایش پرخاشگری، کاهش صبر و تحمل و ناتوانی در کار تیمی و تعامل با دیگران را نیز در میان دانش‌آموزان گزارش کرده‌اند.

افزایش وابستگی به فناوری و مشکلات اعتیاد به فضای مجازی

افزایش وابستگی کودکان به تلفن همراه و فضای مجازی یکی از تغییرات نگران‌کننده‌ای است که پس از دوران کرونا در میان دانش‌آموزان مشاهده می‌شود. در سال‌های اخیر نیز با تعطیلی مکرر مدارس و افزایش ساعات کلاس‌های آنلاین، وابستگی به تلفن همراه و فضای مجازی در میان دانش‌آموزان مجدد شدت گرفته است. این مسئله باعث کاهش علاقه به کتابخوانی، بازی‌های گروهی و فعالیت‌های فیزیکی شده و از طرفی مشکلاتی مانند اعتیاد به گوشی و اینترنت را ایجاد کرده است. این وابستگی می‌تواند آسیب‌های بلندمدتی برای توسعه فیزیکی و روانی کودکان به همراه داشته باشد. اگرچه فناوری به‌‌عنوان یک ابزار آموزشی می‌تواند مفید باشد، اما در شرایط فعلی و به‌ویژه در نبود زیرساخت‌های مناسب، از آن به شکل نامناسب و غیرقابل کنترلی استفاده می‌شود.

چالش‌های فنی و مدیریتی

یکی دیگر از مشکلات جدی در زمان تعطیلات، کیفیت پایین اینترنت و اختلالات فنی است. سرعت پایین اینترنت مخصوصاً در روزهایی که تمامی مقاطع تعطیل و آموزش غیرحضوری می‌شود و نیز مشکلات فنی در پلت‌فرم‌های آموزشی و قطعی‌های مکرر صدا و تصویر در کلاس‌های آنلاین، موجب بروز بی‌حوصلگی، نارضایتی و درگیری‌های میان والدین و مدارس شده است. این مشکلات باعث می‌شود که معلمان و دانش‌آموزان نتوانند از تمام ظرفیت‌های آنلاین به درستی استفاده کنند و روند آموزش به‌شدت مختل شود. از سوی دیگر، در روزهای تعطیل، اطلاع‌رسانی درباره وضعیت برگزاری کلاس‌های آنلاین به‌درستی و به‌موقع انجام نمی‌شود و خانواده‌ها، به‌ویژه والدین شاغل، برای برنامه‌ریزی روزانه با مشکلات متعددی روبه‌رو هستند. به گفته برخی از والدین چالش‌های شغلی و اقتصادی بسیار زیادی نیز در این زمینه به والدین تحمیل شده است، از جمله پاسخگو بودن به کارفرمایان در زمانی که مادر یا پدر مجبور به درخواست مرخصی‌های متعدد و پی‌درپی می‌شود تا بتواند در منزل کنار فرزند کوچک خود بماند. به باور این کارشناس؛‌ معلمان نیز در چنین شرایطی با فشار زیادی برای برگزاری کلاس‌های آنلاین با کیفیت مطلوب مواجه هستند، در حالی که زیرساخت‌های فنی لازم برای این کار فراهم نیست. تاکید دارم که بحث ما در اینجا در نظر گرفتن عموم جامعه مدارس ما در کل کشور است.

کاهش انگیزه و بی‌نظمی در روند یادگیری

ایمانی با بیان اینکه تعطیلی‌های مکرر و نیز عدم پیوستگی و نداشتن نظم در برنامه‌های آموزشی، به بی‌نظمی در روند تحصیلی دانش‌آموزان منجر شده است،‌ تاکید می‌کند: بی‌نظمی در روند یادگیری به‌ویژه در مدارس ابتدایی که ارتباطات اجتماعی و آموزشی نقشی محوری دارند، بر احساس وابستگی به مدرسه و فرآیند تحصیل تاثیرات منفی زیادی دارد. این بی‌نظمی نه‌تنها بر یادگیری مطالب درسی تاثیر می‌گذارد، بلکه باعث کاهش تعاملات اجتماعی و رشد فردی دانش‌آموزان می‌شود. در مقاطع بالاتر نیز رواج بی‌مسئولیتی آموزشی و عدم تعهد در میان دانش‌آموزان را در کنار افت تحصیلی می‌توان از تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم تعطیلات و آموزش غیرحضوری دانست. او ادامه می‌دهد:‌ تعطیلی‌های ناگهانی تاثیرات مخرب غیرمستقیمی نیز دارند. یکی از مهم‌ترین آنها افزایش درگیری‌های میان اولیا و مسئولان مدرسه است. والدین از وضعیت آموزش آنلاین، قطعی اینترنت و کاهش کیفیت یادگیری ناراضی هستند و مدارس نیز چاره‌ای جز تبعیت از تصمیمات مسئولان ندارند. از سوی دیگر، در مدارس خصوصی، والدینی که بابت آموزش فرزند خود، شهریه پرداخت می‌کنند، انتظار خدمات آموزشی باکیفیت‌تری دارند و این مسئله فشار زیادی به کادر آموزشی وارد می‌کند که به واقع بسیاری از مشکلات از عهده آنها خارج است.

سطح محدود دسترسی برای قشرهای آسیب‌پذیر

از جمله تاثیرات منفی تعطیلی‌ها، کاهش دسترسی به آموزش باکیفیت برای قشرهای آسیب‌پذیر است. هرچند که این سامانه‌ها نیز به همت مسئولان و کارشناسان امر فناوری اطلاعات در کشورمان، در سال‌های اخیر پیشرفت‌های بسیاری داشته است، اما هنوز هم انتقادهایی نسبت به کیفیت آموزش در این سامانه‌ها وجود دارد و بسیاری از والدین و معلمان به این باور رسیده‌اند که این قبیل سامانه‌ها نمی‌تواند به‌طور موثر آموزش باکیفیتی ارائه کند و آن را ناکافی می‌دانند. در نتیجه، برای خانواده‌های آسیب‌پذیر، عدم دسترسی به ابزارهای مناسب و کمبود امکانات برای آموزش موثر، مشکلات یادگیری و اجتماعی را تشدید کرده و باعث افت شدید سطح دسترسی به آموزش باکیفیت می‌شود. علاوه بر این، با توجه به شرایط اقتصادی سخت، بسیاری از این خانواده‌ها قادر به تامین تجهیزات آموزشی مناسب، مانند لپ‌تاپ، گوشی‌های هوشمند یا اینترنت پایدار، نیستند. این وضعیت شکاف‌های اجتماعی و آموزشی را عمیق‌تر کرده و فرصت‌های برابر برای دانش‌آموزان را کاهش می‌دهد. این کارشناس آموزشی اما همزمان راه‌حل‌هایی نیز ارائه کرده و می‌گوید: در این شرایط، نیاز به راهکارهای بلندمدت و زیرساختی برای کاهش اثرات منفی این تعطیلی‌ها و بهبود کیفیت آموزش مجازی و نیز آموزش مستمر معلمان محترم در مقاطع مختلف در حوزه‌های تکنولوژی آموزش، استفاده از ابزارها و نیز مدیریت کلاس‌های آنلاین احساس می‌شود. 

در نهایت، از مسئولان محترم کشور و نهادهای تصمیم‌گیر می‌خواهم که با دقت نظر بیشتری به اتخاذ تصمیمات مربوط به تعطیلات مدارس توجه کنند. تعطیلی‌های مکرر نه‌تنها به روند آموزشی دانش‌آموزان آسیب می‌زند، بلکه فشار زیادی بر مدارس و معلمان وارد می‌کند. تصمیم‌گیری‌هایی که بدون توجه به ابعاد مختلف این موضوع انجام می‌شود، می‌تواند عواقب منفی زیادی به همراه داشته باشد. امیدوارم مسئولان با مشورت با کارشناسان حوزه آموزش و بررسی جامع‌تر، تصمیماتی اتخاذ کنند که آینده تحصیلی دانش‌آموزان را بهبود بخشد و از ایجاد فشار غیرضروری جلوگیری کند. همچنین از والدین عزیز خواهش می‌کنم که درک بیشتری از شرایط مدارس و معلمان داشته باشند. فشارها و استرس‌هایی که در دوران آموزش غیرحضوری بر دوش معلمان و مسئولان مدارس است، بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور می‌کنند. مشکلات فنی، اختلالات اینترنتی، عدم دسترسی به ابزارهای آموزشی مناسب و مسائلی از این دست، در کنار فشار برای ارائه آموزش باکیفیت، موجب استرس و اضطراب مضاعفی می‌شود. همکاری و درک متقابل می‌تواند به کاهش این فشارها کمک کند و شرایط بهتری برای همه طرفین فراهم آورد. در نهایت، از مدارس و معلمان محترم نیز خواهش می‌کنم که با درک متقابل و در نظر گرفتن شرایط ویژه والدین، به همدلی با آنها برسند. همکاری و همدلی میان مدارس، معلمان و والدین می‌تواند در این دوران دشوار بهترین نتیجه را برای آموزش دانش‌آموزان به همراه داشته باشد و فضای مثبتی برای یادگیری ایجاد کند. با ایجاد هم‌افزایی و همکاری بیشتر، می‌توان به روند آموزش بهتر و کم‌تنش‌تری دست یافت که در نهایت به پیشرفت و تعالی دانش‌آموزان منجر خواهد شد. به گزارش تجارت فردا؛‌ بی‌توجهی شورای عالی آموزش و پرورش به تعطیلات اضطراری مدارس و دیگر مسائل و بحران‌های آموزش و پرورش یک خلأ و آسیب مهم در نظام حکمرانی آموزش و پرورش است. مطابق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش «تحول در ساختار و مدیریت زمان آموزش در مدارس و تعیین و متناسب‌سازی ساعات و روزهای آموزشی در طول هفته»، «متناسب‌سازی حجم و محتوای کتب درسی و ساعات و روزهای آموزشی با توانمندی‌ها و ویژگی‌های دانش‌آموزان» و «بازطراحی و ساماندهی تقویم سال تحصیلی با رعایت انعطاف و توجه به شرایط اقلیمی و با تاکید بر بهینه‌سازی تعطیلات» به آموزش و پرورش تکلیف شده است. مطابق این مفاد آموزش و پرورش موظف شده ساعات شروع و پایان فعالیت مدارس را طی روزهای هفته و شروع و پایان سال تحصیلی، متناسب و منعطف با اقلیم مناطق مختلف کشور و دیگر ضرورت‌ها و موقعیت‌ها تدوین و تصویب کند. اینکه با وجود این همه ستاد و قرارگاه برای اجرای سند تحول و بعد از گذشت 12 سال، این تکالیف اجرایی نشده است، نیازمند توضیح مدیران مرتبط و به خصوص شورای عالی آموزش و پرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌عنوان ناظران اجرای این سند است. 

آینده نگران‌کننده آموزش در ایران

کودکان، به‌عنوان سرمایه‌های ارزشمند هر جامعه، باید در شرایطی رشد کنند که توانایی اداره و هدایت کشور را در آینده داشته باشند. با این حال، در حال حاضر، آینده این نسل در خطر است. تهدیدهای مختلفی چون فقر، کمبود امکانات آموزشی و بحران‌های طبیعی مانند آلودگی هوا و سرمای شدید، موجب شده است که بسیاری از کودکان نه‌تنها از تحصیل محروم شوند، بلکه کیفیت آموزش نیز به‌شدت کاهش یافته است. این وضعیت اگر ادامه یابد، می‌تواند تاثیرات منفی و جبران‌ناپذیری بر آینده کشور بگذارد.

در سال‌های اخیر، تعداد زیادی از کودکان ایرانی به دلیل مشکلات اقتصادی، خانواده‌های خود را در وضعیتی قرار داده‌اند که نمی‌توانند هزینه‌های مربوط به تحصیل و لوازم مورد نیاز برای آنان را تامین کنند. فقر و ناتوانی اقتصادی در برخی خانواده‌ها باعث شده که کودکان از ادامه تحصیل محروم شوند و این فقر آموزشی، نه‌تنها به زیان خود این کودکان است، بلکه به ضرر آینده کشور خواهد بود. از دست دادن این نسل از سرمایه‌های انسانی به معنای از دست دادن نیروی کار ماهر و توانمند است که در بلندمدت، رشد اقتصادی و اجتماعی کشور را تهدید خواهد کرد.

از سوی دیگر، کیفیت آموزش در کشور با کاهش قابل توجهی مواجه شده است. طبق گزارش‌های مختلف، کیفیت آموزش در ایران در میان کشورهای جهان در وضعیت بحرانی قرار دارد. گزارش بانک جهانی و نتایج آزمون بین‌المللی پرلز، نشان می‌دهند که دانش‌آموزان ایرانی در مقایسه با همتایان خود در دیگر کشورها، از مهارت‌های پایه‌ای مانند خواندن و نوشتن به‌شدت عقب‌تر هستند. این روند، به‌ویژه در دوران پس از کرونا که مدارس به دلیل پاندمی تعطیل شدند، تشدید شد. آموزش مجازی که به‌عنوان راهکار جایگزین در نظر گرفته شد، نتوانست به‌طور موثر جایگزین آموزش حضوری باشد و بسیاری از دانش‌آموزان، به‌ویژه در مناطق محروم، از دسترسی به منابع و امکانات لازم برای تحصیل آنلاین محروم بودند. با شروع بحران کرونا، سیستم آموزشی ایران به سمت استفاده از آموزش مجازی پیش رفت. این تصمیم در ابتدا به نظر می‌رسید که می‌تواند یک راه‌حل موثر برای ادامه فرآیند آموزشی در دوران پاندمی باشد. اما به مرور زمان، مشکلات و محدودیت‌های آن نمایان شد. نداشتن زیرساخت‌های مناسب، ضعف در آموزش معلمان برای تدریس آنلاین و عدم دسترسی بسیاری از دانش‌آموزان به ابزارهای مناسب برای تحصیل آنلاین، همگی به کاهش کیفیت آموزش در کشور منجر شد.

پرسشی که مطرح می‌شود این است که آیا آموزش مجازی می‌تواند کیفیت آموزش را بهبود ببخشد یا برعکس، به تنزل آن خواهد انجامید؟ به‌طور کلی، در کشورهایی که زیرساخت‌های لازم برای آموزش آنلاین فراهم است، می‌توان از آموزش مجازی به‌عنوان یک مکمل استفاده کرد. اما در ایران، به‌ویژه در مناطق دورافتاده و کم‌درآمد، این نوع آموزش نتوانسته به جایگزینی مناسب برای آموزش حضوری تبدیل شود. در واقع، بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل مشکلات فنی و نبود دسترسی به اینترنت پرسرعت و دستگاه‌های الکترونیکی مناسب، از ادامه تحصیل به ‌صورت آنلاین بازمانده‌اند. اگر روند کنونی تعطیلی مدارس و کاهش کیفیت آموزش ادامه یابد، آینده کشور به‌شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. فقدان آموزش صحیح و موثر، به‌ویژه در مقاطع ابتدایی، می‌تواند سبب کاهش سطح سواد و مهارت‌های علمی و فنی در نسل‌های آینده شود. این مسئله در بلندمدت به کاهش بهره‌وری، ناتوانی در جذب نیروی کار ماهر و کاهش قدرت رقابت‌پذیری کشور در عرصه جهانی خواهد انجامید. نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، آثار منفی تعطیلی مدارس بر وضعیت روانی و اجتماعی کودکان است. وقتی مدارس تعطیل می‌شوند، کودکان از فرصت‌های اجتماعی و ارتباطی که در مدرسه با همسالان خود دارند، محروم می‌شوند. این امر می‌تواند تاثیرات منفی بر روحیه و رشد اجتماعی آنها بگذارد و در نهایت به مشکلات روانی و اضطراب منجر شود.

بحران‌های آموزشی که در نتیجه تعطیلی مدارس، آلودگی هوا، کمبود زیرساخت‌های آموزشی و مشکلات اقتصادی ایجاد‌ شده، تهدیدی جدی برای آینده کشور است. برای مقابله با این بحران‌ها، نیاز است که تصمیم‌گیرندگان و مسئولان آموزشی توجه ویژه‌ای به ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای آموزش آنلاین، تقویت آموزش حضوری و بهبود کیفیت سیستم آموزشی داشته باشند. در غیر این صورت، نسل آینده کشور که باید کشور را هدایت کند، با مشکلات و چالش‌های بزرگی روبه‌رو خواهد شد که به‌راحتی نمی‌توان از آن عبور کرد.

تحولات تعیین‌کننده

میثم هاشم‌خانی، تحلیلگر اقتصاد، به این پرسش پاسخ می‌دهد که آموزش مجازی چگونه نابرابری آموزشی را تشدید می‌کند؟

او می‌گوید: در 30 سال اخیر شاهد سه تحول خیلی مهم در ساختار آموزشی دنیا بودیم. تحول اول این است که به دلیل تغییرات خیلی سریع اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیک مدام اطلاعات مفید و اطلاعاتی که نیاز است هر شهروندی بداند تغییر می‌کنند و اهمیت اطلاعاتی که باید در نظام آموزشی باشد بالا و پایین می‌شود؛ برای مثال امروز بحث بلاک‌چین و رمزارزها یک موضوع خیلی مهم است؛ در حالی که 10 سال قبل اصلاً این موضوع وجود نداشت یا به این اندازه مهم تلقی نمی‌شد و قاعدتاً نیاز است ساختار آموزشی، اطلاعاتی مفید در این زمینه در مدارس و دانشگاه‌ها در اختیار کودکان، نوجوانان و جوانان قرار دهد؛ پس ساختار آموزشی باید به‌سرعت خود را به‌روزرسانی کند. بازارهای مالی امروزه خیلی فراگیر شده‌ و در اقصی نقاط دنیا یکپارچه‌تر شده‌اند و اهمیتشان خیلی بیشتر از 30 سال پیش است و طبعاً 30 سال پیش خیلی مهم نبوده که در محتوای آموزشی جایگاهی داشته باشد، ولی الان بسیار مهم است. اهمیت اصول تجارت بین‌الملل و اصول و مبانی اقتصادی نسبت به سالیان قبل خیلی بیشتر شده و نیاز است نظام آموزشی در این زمینه‌ها خودش را به‌روز کند. حتی استانداردهای موضوعاتی مثل سلامت، تغذیه و ورزش در دهه‌های اخیر خیلی تغییر کرده و حالا با تغییر سبک زندگی که خیلی تکنولوژی‌محور است و تبعاتی داشته که مثلاً اضافه‌وزن خیلی شایع شود، دانستن اینکه افراد چطور تغذیه سالم داشته باشند و اصول سلامت را مراعات کنند نسبت به گذشته خیلی مهم‌تر است و باید در ساختار آموزشی جایگاه پیدا کند. پس اولین تحول مهم نظام آموزشی در سراسر دنیا این بوده که اطلاعاتی که مفید و حیاتی هستند و خیلی کلیدی هستند که در نظام آموزشی باشند، مدام به‌روز شوند؛ برای مثال در رشته‌های مهندسی به دلیل پیشرفت‌های تکنولوژیک مدام تجهیزات فنی و مهندسی عوض و به‌روز می‌شود و تکنولوژی بالاتری دارند و محتوای آموزشی که در اختیار دانشجویان فنی و مهندسی قرار داده می‌شود باید مدام به‌روزرسانی شود.‌  رقبایی قوی و گردن‌کلفت برای مدرسه و دانشگاه به وجود آمده‌اند که  به‌طور خاص در فضای اینترنت شکل گرفتند. با توسعه اینترنت و ایجاد زیرساخت‌هایی مثل یوتیوب که می‌شود گفت الان بزرگ‌ترین دانشگاه و نهاد آموزشی در دنیاست، یا با ایجاد و فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی مختلف، اینها رقبای گردن‌کلفت برای مدارس و دانشگاه‌ها شدند و روزبه‌روز درصد بیشتری از مبنا و مبدأ آنچه مردم بلد هستند اینترنت و فضای مجازی است و روزبه‌روز اطلاعات مهمی که افراد یاد می‌گیرند بیشتر شده و درصد مواردی که از مدرسه و دانشگاه یاد می‌گیرند کمتر می‌شود. اخیراً با جهش شدیدی که در توسعه الگو‌های هوش مصنوعی ایجاد شده، به یک رقیب بسیار بزرگ برای مدارس و دانشگاه‌ها تبدیل شده است. در واقع برای مدارس و دانشگاه‌ها در سطح بین‌المللی رقبایی شکل گرفته که کارشان آموزش نکات مفیدتر به کودکان، نوجوانان و به همه شهروندان است و مدام به‌روزرسانی می‌شوند؛ در حالی که مدارس و دانشگاه‌ها سرعت خیلی زیادی برای به‌روزرسانی ندارند.

همیشه اطلاعات مفید و کامل ندارند!

به گفته هاشم‌خانی؛ روزبه‌روز اهمیت اطلاعات کم و اهمیت مهارت زیاد شده است. کم شدن اهمیت اطلاعات قدری به خاطر توسعه اینترنت و توسعه گوشی‌های هوشمند است؛ مثلاً در گذشته اگر می‌توانستید ضرب سه رقم در سه رقم را با دست انجام دهید خیلی ارزشمند بود و ساعت‌ها صرف می‌شد که این را به افراد آموزش بدهند؛ اما الان همه موبایل دارند و در یک ثانیه می‌توانند ضرب سه رقم در سه رقم را انجام بدهند و شاید خیلی ارزشمند نباشد که بتوانند این را حساب کنند.

به‌طور همزمان با توجه به اینکه تغییراتی در نوع مشاغل داشتیم، یعنی مشاغل صنعتی در اقصی نقاط دنیا به دلیل اتوماتیک شدن تجهیزات تولیدی کمتر و مشاغل خدماتی بیشتر شدند، در نتیجه نیاز به یکسری مهارت‌ها خیلی بیشتر از قبل شده است؛ مثلاً مهارت کار تیمی انجام دادن قبلاً شاید این‌قدر مهم نبود و الان برای افراد خیلی مهم و پول‌ساز است. در دنیای امروز مهارت تعامل با افراد جدید خیلی بیش از قبل پولساز، ارزشمند و مهم است. استفاده مفید و حتی استفاده بیزینسی از شبکه‌های اجتماعی مهارتی است که الان بسیار مهم‌تر و ارزشمندتر است. 30 سال پیش که بسیاری از مشاغل، مشاغل یدی مثل کارگری یا کشاورزی بوده، مهارت سخنوری خیلی مهم، ثروت‌آفرین و پول‌ساز نبوده، ولی الان خیلی ثروت‌آفرین و پول‌ساز است. پس روزبه‌روز اهمیت یادگیری مهارت نسبت به از بر داشتن یکسری اطلاعات، مهم‌تر و کلیدی‌تر می‌شود. در عین حال بعضی از مهارت‌ها هم مدام ارزشش کم و کمتر و بعضی مهارت‌ها بیشتر و بیشتر شده است. در سال‌های پیش‌رو، مهارتی که خیلی کلیدی و آموزش دادنش به کودکان و نوجوانان مهم می‌شود، مهارت استفاده از تکنولوژی هوش مصنوعی است.

همسو با تحولات نیست!

سیستم آموزشی ما بسیار کند محتوای آموزشی‌اش را تغییر می‌دهد و آن را به‌روزرسانی می‌کند؛ پس در اینجا خیلی عقب‌تر از دنیا هستیم. در مورد تحول دوم، یعنی رقبای جدی و بسیار طبیعی که برای سیستم آموزشی در دنیا به وجود آمدند که همگی ریشه در فضای مجازی، اینترنت و اخیراً هوش مصنوعی دارند، در ایران عموماً این گروه را به رسمیت نمی‌شناسیم؛ یعنی نه‌تنها در سیستم آموزشی، بلکه در کل کشور هنوز یوتیوب به‌عنوان بزرگ‌ترین نهاد آموزشی فیلتر است و شبکه‌های اجتماعی درشت و جهانی را فیلتر کرده‌اند و طبعاً وقتی دسترسی به اینها را برای عموم شهروندان مجاز نمی‌دانیم، در سیستم آموزشی‌مان نیز اینها را به رسمیت نشناختیم که بخواهیم ببینیم در تعامل با اینها باید چه تغییراتی در سیستم آموزشی‌مان داشته باشیم. اینکه امروز از یک سیستم آموزشی حرف بزنیم که در هیچ‌ کجا از آن آموزش داده نشود که چطور از یوتیوب یا اینستاگرام یا سایر شبکه‌های اجتماعی جهانی بزرگ استفاده خوب و مفید شود!، چنین سیستم آموزشی بسیار عقب‌مانده و ناکارآمد است.

اهمیت اطلاعات داشتن در دنیا روزبه‌روز کمتر و اهمیت مهارت‌ها زیادتر می‌شود و اهمیت محفوظات و از بر داشتن یکسری اطلاعات کمتر می‌شود و مهارت‌هایی مثل مهارت‌های ارتباطی، کار تیمی، تعامل با افراد جدید، سخنوری و استفاده از شبکه‌های اجتماعی مهارت‌های ثروت‌سازتری تلقی می‌شوند. به نظر می‌رسد نظام آموزشی ما بسیار منفعل و ضعیف عمل کرده است. نظام آموزشی ما بسیار اطلاعات‌محور است و به ندرت به آموزش مهارت‌های مفید مثل مواردی که گفتم می‌پردازد؛ در نتیجه بهره‌وری و راندمان میلیاردها ساعتی که هر سال دانش‌آموزان و دانشجویان ما در مدارس و دانشگاه‌ها می‌گذرانند، رو به کاهش است و نقش این سیستم آموزشی در رونق اقتصادی کشور و حتی نقش آن در موفقیت شغلی و مالی دانش‌آموزان و دانشجویان ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود.

مدام هم تعطیل می‌شوند

این تحلیلگر اقتصاد می‌گوید؛ در سیستم آموزشی که بسیار ضعیف و با بهره‌وری پایین است، هرازگاهی به بهانه‌های مختلف مدارس و دانشگاه‌ها را تعطیل و کلاس‌ها را آنلاین کند و به طرق مختلف حتی دانش‌آموزان و دانشجویان را از همین ساختار و محتوای آموزشی بسیار ضعیف هم عقب بیندازد، طبعاً بهره‌وری و کیفیت عملکرد باز هم سقوط بیشتری می‌کند؛ ضمن اینکه وقتی مدارس و دانشگاه‌ها را به بهانه‌های مختلف تعطیل و کلاس‌ها را آنلاین می‌کنیم، اساساً نقطه مقابل تحول سومی است که بیان کردم؛ یعنی ساختار آموزشی دنیا از یک فضای اطلاعات‌محور دارد به سمت مهارت‌محوری می‌رود و در آموزش آنلاین صرفاً انتقال یکسری اطلاعات به دانش‌آموزان و دانشجویان اتفاق می‌افتد.

ایراد کلیدی نظام آموزشی ما این است که نتوانسته خودش را با این سه تحول که بیان کردم تطبیق بدهد و در نتیجه تاثیرش روی رونق اقتصادی کشور و شرایط شغلی، مالی و اقتصادی دانش‌آموختگانش روزبه‌روز کم و کمتر می‌شود. زمانی که از روال رایج آموزشی تخطی می‌کنیم و با تعطیلی،‌ آنلاین کردن و بی‌نظم کردن این سیستم آموزشی سعی می‌کنیم فضا را پیش ببریم، طبعاً ضعف و کیفیت و عملکرد پایین شدیدتر می‌شود. با تاسف بسیار زیاد باید بگویم نتیجه روال کنونی این است که مرجعیت آموزشی مدارس و دانشگاه‌ها در ایران روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود؛ به این معنا که اگر نسل آینده ما هم چیز خوب، مفید و به‌دردبخوری بلدند، بعید نیست بخش عمده‌ای از آن را خارج از مدارس و دانشگاه‌ها یاد گرفته باشند. امیدوارم در کشور وضعیتی را ببینیم و به مواردی که بیان کردم توجه شود تا بتوانیم بهره‌وری بیشتری در سیستم آموزشی داشته باشیم و میلیاردها ساعتی که دانش‌آموزان و دانشجویان هر سال در مدارس و دانشگاه‌ها صرف می‌کنند تلفات و هدررفت کمتری داشته باشد. فائزه مومنی

 

 

source: تجارت فردا